تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 1165

مساهمون:

ص١١٦٥
يعقوب صفت كه بود كز پيرهن يوسف * او بوى پسر جويد خود نور بصر يابد يا تشنه چو اعرابى در چه فكند دلوى * در دلو نگارينى چون تنگ شكر يابد يا موسى آتش جو كارد بدرختى رو * آيد كه برد آتش صد صبح و سحر يابد در خانه جهد عيسى تا وارهد از دشمن * از خانه سوى گردون ناگاه گذر يابد يا همچو سليمانى بشكافد ماهى را * اندر شكم ماهى آن خاتم زر يابد شمشير به كف عمر در قصد رسول آيد * در دام خدا افتد وز بخت نظر يابد يا چون پسر ادهم راند بسوى آهو * تا صيد كند آهو خود صيد دگر يابد يا چون صدف تشنه بگشاده دهان آيد * تا قطره به خود گيرد در خويش گهر يابد يا مرد علف كش كو گردد سوى ويرانها * ناگاه بويرانى از گنج خبر يابد
ديوان ، ب 6297 ببعد نظير آن : « و بود كه اكابر اين رفتن را جهت دفع فتنه كرده باشند و بارى تعالى بدين بهانه در دلهاى آن بيگانگان ، عشق و شور و آشوب اين دين به حق پيدا آورده باشد چنانك آن اعرابى دوان بجانب چاه رفت جهت آن كه قربه پر كند و جگر خنك كند و بتقدير الهى آنك پيغامبرى پيغامبر زاده از چاه