تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 949

مساهمون:

ص٩٤٩
آن دو ، ديرينه و ديرباز است ، امّا اين اختلاف از كجا پديد مىآيد در صورتى كه عقل و نفس و تمامت موجودات از آفريدگارى به همه جهت يگانه ، هستى يافته‌اند ، جواب مولانا اينست كه اين دوگانگى ، زادهء اختلاف نسبت اجزا بكلّ است ( اين نكته را در شرح ابيات باز نموده‌ايم ) بر اين جواب اشكالها مىتوان گرفت ازين قبيل : كه حق را كُلّ چرا گوييم و حال آن كه كُلّ مركّب از اجزاى ناشمرده بايد باشد و يا نسبت كه امرى اعتبارى و انتزاعى است چگونه منشأ آثار خارجى تواند شد ، هم از اين گونه حرف‌گيريهاى بىبنياد كه بحث گرايان مدرسه ، روزگار خويش را بدان تباه مىكنند ولى مولانا را با كس سر جنگ و انديشهء خرده گيرى نيست از اين رو مىگويد كه ازين انديشه‌ها كه بيمارى دل را سخت‌تر مىكند پرهيز بايد جست تا حقيقت در محيط صافى دل پرتوى بگسترد همچنان كه بيمار از خوردنىهاى ناسازگار مىپرهيزد تا عافيت و بهبود يابد امّا بنقد جواب مىگويد كه اين اختلاف و جدايى از قياس اجزا بيك ديگر ناشى مىشود و در نظام كلّى اينها يگانه‌اند و خلافى ندارند همچنان كه حروف الف با ، هر يك خلاف آن ديگر مىنمايد ليكن در تركيب كلمات و جمله‌هاى يك رويه و هم آهنگ و متّحداند ، اين حقيقت و يا ارزش هر جزوى از روى پايان و عاقبت ، روشن مىگردد و بدين سبب ، قيامت را « روز عرض اكبر » شمرده‌اند ، ازين مقدّمه ، نتيجه مىگيرد كه مردم نيكو كار مشتاق روز حشراند و بد كاران از روز شمار مىهراسند ، اين معنى را بخار و گل مثال مىزند كه بهار پرده از روى هستى آنها بر مىدارد و در برگ ريز خزان خار و گل پوشيده روىاند و خار به همين مناسبت آرزومند پاييز و دشمن بهار است . اين حكم كه قيامت ، روز تمييز است شامل مردان خدا و اوليا نيست زيرا آنها مانند باغبان كه جنس درخت را پيش از آن كه ببار آيد مىشناسد ، نيك و بد را هم در اين جهان باز مىشناسند .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 949 | بديع الزمان فروزانفر