تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
بعقيده‌ى بعضى از مفسرين ، اين آيه شامل همه‌ى افراد بشر است و انسان مخصوصى اراده نشده است و بعضى گفته‌اند كه مقصود يكى از رهبان بنى اسرائيل است كه شيطان او را بوسيله‌ى زنى فريب داد تا مرتكب كارهاى زشت و قتل نفس شد ، صوفيان مىگويند شامل شيطان صفتان دعويدار و هر كه خلق را گمراه كند ، نيز هست ، ظاهرا بدان مناسبت كه اين گونه مردم تا كسى را از راه بدر نبرده‌اند گرد او مىگردند و بانواع وسايل در گمراهيش مىكوشند و همين كه به مقصود رسيدند بر دوش او مىنشينند و از او مال و جان و هر چيز ديگر طلب مىكنند ، متملقان نيز چنين‌اند كه بسخنان نگارين ، ممدوح را از راه مىبرند و مغرورش مىسازند و چون به علت غرور و خود بينى از پايگاه بلند فرو افتاد بسوى ديگر كس مىروند و او را مىستايند و آن ديگر را هجا مىگويند . جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 28 ، ص 32 - 31 ، تفسير امام فخر رازى ، طبع آستانه ، ج 8 ، ص 181 ، لطايف الاشارات از ابو القاسم قشيرى نسخه‌ى عكسى .

[ تفسير ما شاء اللَّه كان ]

اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ * بىعنايات خدا هيچيم هيچ
بىعنايات حق و خاصان حق * گر ملك باشد سياه استش ورق
بسيج : استعداد و ساختگى ، آمادگى براى سفر ، مجازا سلوك راه حق . سياه بودن ورق : بكنايت ، پر شدن نامه‌ى عمل از گناه ، نظير : سياه نامه ، سيه نامه . اعجاب و خود بينى يكى از مراتب خود پرستى و خود خواهى است كه با وجود آدمى سرشته شده است و ريشه‌اى دوزخى و عميق دارد ، بر كندن اين چنين درخت فساد كه در حكم خود كشتن است سهل و آسان نيست ، بعقيده‌ى مولانا پيروزى در اين پيكار بمدد خدا يا پيران و گزينان حق تعالى حصول تواند