تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 738

مساهمون:

ص٧٣٨
ور خورى حلوا بود ذوقش دمى * اين اثر چون آن نمىپايد همى
چون نمىپايد همى پايد نهان * هر ضدى را تو به ضد او بدان
چون شكر پايد نهان تاثير او * بعد حينى دمل آرد نيش جو
قدح : عيب جستن و نقص كسى گفتن . مطبوخ : در اصطلاح اطبا ، آب دارويى كه بجوشانند ، جوشانده . بحر الجواهر ، در ذيل : مطبوخ . حب : در تعبيرات پزشكى ، دارويى كه بكوبند و با مايع بسرشند و به شكل دانه‌ى گندم يا نخود و عدس و نظاير آنها بسازند . بحر الجواهر ، در ذيل : حب . شورش : تغيير حالتى كه در درون و معده‌ى آدمى پس از خوردن دوا پديد مىآيد ، حالت قى ، منش گردا . نيش : آلتى آهنين سر تيز كه بدان سر رگ و زخمهاى بسته را گشايند ، نيشتر ، نشتر . در ابيات پيشين ، مولانا تاثير ستايش را بقرينه‌ى تاثير هجا باز گفت ، اكنون تفاوت و كيفيت تاثير هر يك را روشن مىسازد بدين گونه كه هجو و بد گويى خلاف ميل و منافر طبع است و بدين سبب آدمى فى الحال از شنيدن آن مىرنجد و زيان آن را به زودى حس مىكند چنان كه هر گاه جوشانده و يا حب مسهل بخورد به كمتر زمانى ، طبعش بهم بر مىآيد و حالش منقلب مىگردد هر چند كه مذمت موجب تذليل نفس است ولى اين اثر بر آدمى مجهول مىماند اما مدح و ستايش موافق طبع است و با خود پرستى سازگارى دارد و از اين رو انسان از شنيدنش لذت مىبرد و متوجه مضار آن نمىشود ، اين ضرر كه تحريك و تقويت خود بينى و خود پسندى است بتدريج و اندك اندك در باطن ممدوح
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 738 | بديع الزمان فروزانفر