بهر آحادى و نامرادى تواضع عظيم مىنمود ، بلك سجدهها مىكرد . ) همان مأخذ ، ص 190 .
از شهرت گريختن و در گمنامى زيستن ، يكى از پايههاى اصلى طريقت ملامتيان است ، اين روش ، در اواسط قرن سوم پديد آمد و يا كمال يافت و مركز پيروان اين طريقه شهر نيشابور و موسس آن بنا بر مشهور ابو حفص عمر بن مسلمهى حداد بود ( متوفى ، 266 ) شاگردان و پيروان ابو حفص از قبيل :
ابو صالح حمدون قصار ( متوفى 271 ) و ابو عثمان سعيد الحيرى ( متوفى ، 298 ) و ابو الفوارس شاه بن شجاع كرمانى ( متوفى ، 288 ) و محفوظ بن محمود نيشابورى ( متوفى ، 303 ) و عبد الله بن منازل ( متوفى ، 329 ) و ابو عمرو بن نجيد ( متوفى 361 ) و ابو على محمد بن عبد الوهاب ثقفى ( متوفى 328 ) و محمد بن احمد فراء ( متوفى ، 370 ) روش ملامتى را بسط و انتشار دادند تا اين طريقت اهميت فراوان يافت و زان پس در شهرهاى ديگر نيز رائج گرديد .
مبدا نخستين اين فكر ، دقت در صدق و اخلاص است ، همان مبدا كه بعقيدهى نگارنده نقطهى تحول زهد به تصوف است ، با اين تفاوت كه صوفى در اخلاص بجايى مىرسد كه خود و خلق را نمىبيند ولى ملامتى در بند شهود خلق است و از اين رو مىخواهد كه تا از خلق پنهان ماند و گرفتار آفات شهرت نگردد ، ترس و نگرانى از مكايد نفس كه نزد ملامتى شر محض است ، او را بر آن مىدارد كه دعوى كرامت نكند و حالات خوش خود را پنهان دارد زيرا هر يك از آنها كشف سرى است كه ميان بنده و خداست و اظهار آن از رعونت نفس و خود بينى مىخيزد ، نظر بدين اصل ملامتيان ، معتقد بودند كه ظهور وجد و اظهار دعاوى صوفيانه هرگز روا نيست .
مبالغه در طاعت و عبادت نيز در مسلك آنها امرى مهم شمرده نمىشد ،
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 733
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٧٣٣