تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨
بقتله فهرب على وجهه حتى وصل الى جبل و تورع منهم فبعثوا فى طلبه فلما قربوا منه انفتح الجبل و دخل فى بطنه و كلمه الجبل و قال ايها ( ظ : ايه ، ائت ) الياس فى مسكنك و مأواك . قصص الانبياء از محمد بن عبد الله كسايى ، طبع ليدن ، 1922 ، ص 244 . ( الياس روزى گفت اى بنى اسرائيل من كارى شگفت از خود بشما نمايم گفتند آرى ، الياس فريادى سخت و بلند بر كشيد كه از بيم آن دلهاى اسرائيليان بترس افتاد ، پادشاه بقتل او همت بست و او بگريخت و به راه خود رفت تا بكوهى رسيد و از آنها پرهيز جست ، در پى او فرستادند و چون بنزديك او رسيدند كوه دهان باز كرد و الياس بدرون كوه رفت و كوه با او در سخن آمد كه اى الياس در منزل و پناه گاه خود در آى . ) مطابق روايات ديگر الياس بر اسبى آتشين نشست و بجمع فرشتگان پيوست . تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 23 ، ص 54 . ظاهرا مولانا داستان يحيى و الياس را بهم آميخته است .

[ وداع كردن طوطى خواجه را و پريدن ]

يك دو پندش داد طوطى بىنفاق * بعد از آن گفتش سلام الفراق
خواجه گفتش فى امان اللَّه برو * مر مرا اكنون نمودى راه نو
خواجه با خود گفت كاين پند من است * راه او گيرم كه اين ره روشن است
جان من كمتر ز طوطى كى بود * جان چنين بايد كه نيكو پى بود
نسخه‌ى موزه‌ى قونيه ، نسخه بدل : طوطى پر مذاق ، چاپ ليدن نيز چنين است . پر مذاق : خوش چاشنى و با مزه ، مجازا مطلوب و موافق طبع . نيكو پى : مجازا مبارك قدم ، خجسته پى .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 728 | بديع الزمان فروزانفر