« حضرت مولانا فرمود نى نى تا اين حد نيست ، مىخواستيم كه امير عالم ما به كلى تنبل نشود و نفس مكاره را كاهلى تعليم نكند و به قدر امكان در كوشش و جوشش باشد كه حق تعالى مردم كاهل و عاطل و اهل كسل را دوست نمىدارد . » مناقب افلاكى . طبع انقره ، ص 255 .
آن كه او شاه است او بىكار نيست * ناله از وى طرفه كاو بيمار نيست
بهر اين فرمود رحمان اى پسر * كل يوم هو فى شان اى پسر
بمنزلهى دليل است براى بيت پيشين بدين گونه : كه خداى تعالى هميشه بر كار است با اينكه نياز و حاجت در ساحت كمال او راه ندارد و موصوف است به صفت « فعال » ( هود ، آيهى 107 ) و چون او با وجود بىنيازى هميشه در كار است ما بندگان كه سرا پا نقص و نيازيم و حاجت به استكمال داريم هرگز نبايد كه دست از كار و كوشش باز داريم ، دليل اينكه خدا هر روز كارى مىكند آيهى شريفه است :
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
. ( خدا هر روز دست اندر كارى دارد . ) الرحمن ، آيهى 29 .
اكثر مفسرين ضمير « هو » را درين آيهى كريمه به خدا باز مىگردانند و بدين گونه تفسير مىكنند كه « گناهى مىآمرزد و غمى باز مىبرد و گروهى را بر مىدارد و گروهى را فرو مىبرد . » اقوال ديگر نيز نقل كردهاند كه بدين تفسير نزديك است .
« يوم » در تعبيرات صوفيان اطلاق مىشود بر مراتب تجلى و ظهور حق تعالى و درجات صعودى انسان بسوى كمال مطلق چنان كه « ليل » عبارت است از مراتب خفا و تنزل انسان بسوى عالم طبع ، هر يك از مراتب تجلى را حكمى و اثرى است مناسب آن ، و نيز انسان در هر يك از مراتب صعودى نقصى را فرو مىگذارد و خلع مىكند و خلعت كمالى نو آيين مىپوشد و بدين مناسبت در