آن بادهى انگورى مر امت عيسى را * وين بادهى منصورى مر امت ياسين را
همان مأخذ ، ب 931 و مقصود از منصور ، حسين بن منصور حلاج است از عرفاء مشهور ( مقتول 309 ) كه مذهب توحيد را فاش ساخت و مستانه بر سر دار جان داد ، در تعبيرات قدما ، گاه نام پدر بجاى اسم پسر مىنشيند ، مانند : حسن ميمندى ، بجاى احمد بن حسن ميمندى ، و سبكتكين ، بجاى محمود سبكتكين .
افلاكى مىگويد : « همچنان حضرت خداوندگار از جاذبهى آن سلطان احرار ، شور و بىقرارى را از سر گرفته در حالت سماع و حمام و قعود و قيام و نهوض و آرام به انشاد مثنويات مداومت نمودن گرفت ، همچنان اتفاق افتادى كه از اول شب تا مطلع الفجر متوالى املا مىكرد و حضرت چلبى حسام الدين بسرعت تمام مىنبشت و مجموع نبشته را به آواز خوب بلند بر حضرت مولانا مىخواند . » مناقب افلاكى ، طبع انقره ، ص 742 . اين ابيات ، حاكى ازين مطلب است .
دادهى تو چون چنين دارد مرا * باده كه بود كاو طرب آرد مرا
باده در جوشش گداى جوش ماست * چرخ در گردش گداى هوش ماست
باده از ما مست شد نى ما از او * قالب از ما هست شد نى ما از او
ما چو زنبوريم و قالبها چو موم * خانه خانه كرده قالب را چو موم
تاثير عشق و حالتى كه مىبخشد از مستى بادهى انگورى قوى تر و مرد افكن تر است ، مستى شراب محدود به زمان است ولى مستى شور انگيز عشق سالها پايدار مىماند ، بدين مناسبت فرموده است :
لذت تخصيص تو وقت خطاب * آن كند كه نايد از صد خم شراب
مثنوى ، ج 5 ، ب 4201