شرح گل بگذار از بهر خدا * شرح بلبل گو كه شد از گل جدا
كرشم : بفتح اول و دوم ، حركات دل انگيز چشم و ابرو كه معشوقان و زيبا رويان به كار برند ، كرشمه ، بعضى بكسر اول و دوم مطابق تلفظ امروزين ضبط كردهاند :
نظرى كن به چشم او بجمال و كرشم او * نظرى كن بخال او به حق صحبت اى عمو
ديوان ، ب 23906 غمازه : در اين مورد ، زنى خوش اندام ، پر غمزه . صيغهى مبالغه از غمزه بمعنى اشاره كردن به چشم و ابرو و مژگان .
« غمزه » را با ياء نكره بخوانيد نه به اضافه ، « غمازهى » مسند اليه است براى فعل « بنهاد » در مصراع دوم .
غمناكيان : جمع غمناك است پيشينيان ، گاهى پيش از ادات جمع ( ان ) يايى اضافه كردهاند . نظير : ساليان ، ماهيان ، سحرگاهيان :
چنين تا بر آمد بر اين ساليان * همىتافت از شاه فركيان
شاهنامهى فردوسى
كنون ماهيان اندر آمد به پنج * كه تا تو همى رزم جويى برنج
همان مأخذ
چون ديد ماهيان زمستان كه در سفر * نوروز مه بماند قريب مهى چهار
ديوان منوچهرى ، ص 29
باد سحرگاهيان كرده بود تفرقه * خرمن در و عقيق بر همه روى زمين
همان مأخذ ، ص 146