تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 711

مساهمون:

ص٧١١
جسم به « جسمانه » براى تاكيد است ، مانند : خوشين ، در بيت ذيل :
خيره بماند جان من در رخ او دمى و گفت * اى صنم خوش خوشين اى بت آب و آتشين
ديوان ، ب 19250 اين تركيب غالبا به صورت قيد و وصف الفعل به كار مىرود ولى به صورت صفت نيز استعمال مىشود ، مانند :
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت * با من راه نشين باده‌ى مستانه زدند
ديوان حافظ ، ص 125 « ساغر شكرانه » هم ازين جنس است . غم و شادى از انفعالات و كيفيات نفسانى محسوب‌اند ، اولين ، نتيجه‌ى تاثر نفس است از حصول امرى مكروه و غالبا غير منتظر و بيرون از تحمل و دومين ، زاده‌ى تاثر آن از امرى مطلوب و بيشتر نابيوسان و شگفت انگيز و بيش از ظرفيت آدمى ، گريه ، ظهور غم ، و خنده صورت خارجى شادى است . انفعال و تاثر منبعث از نقص و ضعف است ، صوفى بايد قوى و فوق اثر پذيرفتن و تصرف امور خارجى باشد و چنان گردد كه خود در اشيا تاثير كند و فى المثل شادى آفرين باشد و نه شادى پذير . حق تعالى نيز موثر است و تاثر و انفعال بساحت كمالش راه ندارد ، ميان مدرك و مدرك نيز وجود مناسبت شرط است بنا بر اين جسم و هر موجود جسمانى كه اثر پذير است خداى تعالى را ادراك نتواند كرد . پيشتر گفتيم « ذيل : ب 417 » كه اصل شاديها در جان آدمى است و سايه‌ى آن بر اشيا منعكس مىگردد ، اضافه مىكنيم كه صوفى بعقيده‌ى مولانا بايد چنان شود كه حوادث بيرونى در دل او موثر نيفتد و از يافت و نايافت اشيا
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 711 | بديع الزمان فروزانفر