تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
از اين حكايت و قصه‌ى ديگر كه افلاكى نقل مىكند ( مناقب العارفين ، ص 120 - 118 ) معلوم مىشود كه در روزگار مولانا بحث درباره‌ى معنى صدر متداول بوده و صدر نشينان مسجد و مدرسه و خانقاه هر يك آن را مطابق رسوم خود تفسير مىكرده‌اند ، اشاره‌ى مولانا در مثنوى بدين بحث ممكن است در نتيجه‌ى همين اختلافات باشد .
اى رهيده جان تو از ما و من * اى لطيفه‌ى روح اندر مرد و زن
مرد و زن چون يك شود آن يك تويى * چون كه يك جا محو شد آنك تويى
اين من و ما بهر آن بر ساختى * تا تو با خود نرد خدمت باختى
تا من و توها همه يك جان شوند * عاقبت مستغرق جانان شوند
اين همه هست و بيا اى امر كن * اى منزه از بيان و از سخن
آنك : مصغر « آن » است و در اشاره‌ى بدور استعمال مىشود . نظير : اينك :
سيم دندانك و بس دانك و خندانك و شوخ * كه جهان آنك بر ما لب او زندان كرد
لباب الالباب ، ج 2 ص 22
پايه‌ى قدرت نشان مىخواست گردون از قضا * گفت آنك ز آفرينش پاره‌ى آن سو ترك
ديوان انورى ، ص 278
كشتى زر هم كنون آيد پديد * كاتك آنك بادبان بر كرد صبح
ديوان خاقانى ، ص 490 تفاوت حق و خلق از جهت اطلاق و تعين است و چون تعين در مرتبه‌ى علم يا كشف مرتفع گردد حق ماند و بس چنان كه در واحد عددي اعتبار سه يك