ص 31 ، 209 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 84 .
بيت ( 1770 ) ممكن است مستفاد باشد از مضمون سخن ابو بكر شبلى :
غيره البشريه للاشخاص و غيره الالهيه على الوقت ان يضيع فيما سوى اللَّه . ( غيرت بشرى بر اجسام و افراد بشر است و غيرت خدايى بر وقت است كه نبايد در غير حق صرف شود و تباه گردد . ) اللمع ، چاپ ليدن ، ص 252 .
طرح اين ابيات در ضمن مسالهى غيرت حق براى آنست كه توجه به غير حق و تنزل از مقام شهود بپاى شيب ايمان كه از جنس ادراك و نسبت بشهود سخت نازل است ، از مراحل شرك و يا از موارد غيرت بر وقت و يا فوت عين ، تواند بود .
شرح اين بگذارم و گيرم گله * از جفاى آن نگار ده دله
نالم ايرا نالهها خوش آيدش * از دو عالم ناله و غم بايدش
ظاهرا مقتبس است از مفاد حديث : « و در خبر مىآيد كه بندهى دعا كند خداى تعالى او را دوست تر دارد گويد اى جبرئيل اندر حاجت اين بنده تاخير كن كه من دوست دارم كه آواز وى شنوم . » ترجمهى رسالهى قشيريه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 440 .
و نيز حديث : ان اللَّه يحب القلب الحزين . ( خداى دل اندوهگين و غمناك را دوست دارد . ) كنوز الحقائق ، چاپ هند ، ص 27 .
خواجه حافظ در اشاره بحديث اول مىگويد :
مرغ خوش خوان را بشارت باد كاندر راه عشق * دوست را با نالهى شبهاى بيداران خوشست
ديوان حافظ ، ص 31