است و به نظر ايشان ، ذكر از عبادات ظاهرى مانند نماز و روزه و حج فاضل تر و گران مايه تر است بدليل آن كه هر يك از عبادتها موقوف وقتى است كه در آن ، انجام مىگيرد ولى ذكر خدا مشروط بوقت معين نيست و در همه حال ، سالك بايد بذكر حق مشغول باشد ، درين باره به آيهى شريفه :
وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ
.
( ياد كرد خدا بزرگوارتر از نماز است . ) العنكبوت ، آيهى 45 ، نيز استناد مىكنند و بحديثى از حضرت رسول اكرم متمسك مىشوند ( ترجمهى رسالهى قشيريه ، ص 366 ) علاوه بر آن كه مطابق نظر آنها طاعات ظاهر و حركات جسمانه اعراضى هستند كه فنا مىپذيرند و مقصود از آنها حدوث صورتى است در نفس و حالتى در قلب كه آن ، روح طاعت و جان عبادت است و بنا بر اين اصل ، پيران سلوك و مشايخ طريقت سماع را بر نماز ترجيح مىدادهاند و بوقت سماع نماز واجب را ترك مىگفتهاند ، مولانا سماع را « نماز عشاق » مىناميده است ، افلاكى روايت مىكند : « همچنان اوقات ، اتفاق چنان مىافتاد كه گويندگان از غايت مداومت سماع خسته مىشدند ، روز دو شنبه و اما پنج شنبه بمدرسه دير ترك مىآمدند حضرتش مىفرمود كه چون نماز عشاق دست نداد بارى نماز اشراق بگزاريم و چند ركعت نماز كرد تا گويندگان مىرسيدند و با گويندگان سماع مىكردند .
همچنان مگر روزى در بندگى مولانا رباب مىزدند و مولانا ذوقها مىكرد از ناگاه عزيزى در آمد كه نماز ديگر مىگويند ، لحظهى تن زد ، فرمود كه نى نى آن نماز ديگر ، اين نماز ديگر ، هر دو داعيان حقند يكى ظاهر را به خدمت مىخواهد و اين ديگر باطن را بمحبت و معرفت حق دعوت مىنمايد . » مناقب افلاكى ، طبع انقره ، ص 394 ، 395 .
پس اعمال ظاهرى و عبادات واسطه و ميانجى وصول و شهوداند و پس از حصول مقصود و همنشينى با معشوق ، مانند دلالگان بايد بيرون در بمانند :