شرح منازل السائرين ، طبع ايران ، ص 176 - 174 ، فتوحات مكيه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 326 - 322 ، فصوص الحكم با حواشى دكتر عفيفى ، طبع بيروت ، ص 114 - 108 ، 125 .
هر كه محراب نمازش گشت عين * سوى ايمان رفتنش مىدان تو شين
هر كه شد مر شاه را او جامه دار * هست خسران بهر شاهش اتجار
هر كه با سلطان شود او همنشين * بر درش بودن بود حيف و غبين
دست بوسش چون رسيد از پادشاه * گر گزيند بوس پا باشد گناه
گر چه سر بر پا نهادن خدمت است * پيش آن خدمت خطا و زلت است
شاه را غيرت بود بر هر كه او * بو گزيند بعد از آن كه ديد رو
غيرت حق بر مثل گندم بود * كاه خرمن غيرت مردم بود
اصل غيرتها بدانيد از إله * آن خلقان فرع حق بىاشتباه
عين : مشهود و معاينه شده .
شين : زشتى ، زشت .
اتجار : تجارت كردن .
شستن : لهجهاى است در نشستن ، مقابل : ايستادن :
هم ناظر روى تو هم مست سبوى تو * هم شسته بنظاره بر طارم تو جانا
ديوان ، ب 1012 غبين : گول خوردن در معامله .
بو : در تعبيرات مولانا ، مطلق اثر است خواه رايحه يا چيز ديگر ، بو گزيدن استدلال به آثار و پى بردن از اثر به موثر كه روش حكما و متكلمين و بدايت كار صوفى است . مثنوى ، ج 1 ، ب 1901 .
بعقيدهى صوفيان ، احوال قلبى از اعمال جسمانى و حركات بدنى شريف تر