ما سوى اللَّه و نفى غير و غيريت . مقابل : الا كه اثبات حق تعالى است به الوهيت و اختصاص وجود .
هر دو تعبير مأخوذ است از كلمهى : لا إله الا اللَّه .
چو لا از حد انسانى فكندت در ره حيرت * پس از نور الوهيت به اللَّه آى از الا
ديوان سنايى ، ص 52
پس بجاروب لا فرو روبيم * كوكب از صحن گنبد وار
همان مأخذ ، ص 197
جولانگه تو ز آن سوى الاست گر كنى * هژده هزار عالم ازين سوى لا رها
ديوان خاقانى ، ص 3
دو اسبه بر اثر لا بران بدان شرطى * كه رخت نفكنى الا به منزل الا
همان مأخذ ، ص 9 مقصود مولانا اينست كه راز عشق را بر ملا نيفكندم و بر صحرا ننهادم زيرا دم آتشين من چنان سوزناك است كه زبان من و افهام شنوندگان را مىسوزاند .
نظير : « و اين مسألهاى است از درس مدرسهى عشق ، نمىتوانم درين غلو كردن كه سيلاب اين بحث مرا در ربايد و نامه را و هم نويسنده را » ( مكتوبات مولانا ، طبع استانبول ، ص 4 ) ولى شرط است كه به ظاهر آن بسنده نكنيد و بغور و دقائق آن برسيد و از مجاز بگذريد و حقيقت را دريابيد .
من ز شيرينى نشستم رو ترش * من ز بسيارى گفتارم خمش
تا كه شيرينى ما از دو جهان * در حجاب رو ترش باشد نهان
تا كه در هر گوش نايد اين سخن * يك همىگويم ز صد سر لدن