هر ذره ز خورشيدت گوياى انا الحقى * هر گوشه چو منصورى آويخته از دارى
اين طرفه كه از يك خم هر يك ز ميى مستند * وين طرفه كه از يك گل در هر قدمى خارى
ديوان ، ب 27561 ، 27562
ما چه باشد در لغت اثبات و نفى * من نه اثباتم منم بىذات و نفى
من كسى در ناكسى دريافتم * پس كسى در ناكسى در بافتم
كسى : حيثيت و تشخص اجتماعى ، آن چه مناط تحقق و امتياز فردى از افراد نوع است ، شخصيت مطابق اصطلاح علم النفس . مقابل :
ناكسى .
يا رب كسى نفس به صد درد بسوز * كاين ناكس بىوفا وفاى تو نداشت
مختار نامهى عطار ، نسخهى خطى دربافتن : پيوستن و وصل كردن .
« ما » بلغت تازى در مورد موصول ( آن چيز كه ) و نكرهى موصوفه ( چيزى كه ) و استفهام ( چه چيز ) مفيد اثبات است ، در جملهى مبتدا و خبر مانند : ما هو بكاتب . و بر سر فعل مثل : ما كتبت . بمعنى نفى ( نه ) مىآيد .
مولانا درين ابيات از نيستى و فناى خود سخن مىگويد براى آن كه فنا نزد صوفيه پيش آهنگ بقاست خواه فناى فعلى و يا فناى وصفى و از اين رو در بيت دوم گفته است كه شخصيت در فقدان شخصيت است ، دليلش هم اينست كه انسان تا فعليت موجود را رها نكند وصول او به فعليت بالاتر محال است