اين مضمون را مولانا بتفصيل تمام در مثنوى ، ج 5 ، ب 1774 ببعد ، بيان فرموده است ، نيز ، فيه ما فيه ، ص 166 .
[ شنيدن آن طوطى حركت آن طوطيان و مردن آن طوطى در قفس و نوحه خواجه بر وى ]
چون شنيد آن مرغ كان طوطى چه كرد * پس بلرزيد اوفتاد و گشت سرد
خواجه چون ديدش فتاده همچنين * بر جهيد و زد كله را بر زمين
چون بدين رنگ و بدين حالش بديد * خواجه بر جست و گريبان را دريد
گفت اى طوطى خوب خوش حنين * اين چه بودت اين چرا گشتى چنين
اى دريغا مرغ خوش آواز من * اى دريغا هم دم و هم راز من
اى دريغا مرغ خوش الحان من * راح روح و روضه و ريحان من
گر سليمان را چنين مرغى بدى * كى خود او مشغول آن مرغان شدى
اى دريغا مرغ كارزان يافتم * زود روى از روى او بر تافتم
سرد گشتن : بكنايت ، مردن بمناسبت آن كه حرارت غريزى بر اثر مرگ فرو مىنشيند .
كله بر زمين زدن : رسمى است كه بهنگام مصيبت و مرگ عزيزان معمول است ، مانند : گريبان دريدن .
حنين : اشتياق ، آوازى كه از شوق خيزد ، نالهى زار .
راح : شراب ، مى .
اى زبان تو بس زيانى بر ورى * چون تويى گويا چه گويم من ترا
اى زبان هم آتش و هم خرمنى * چند اين آتش در اين خرمن زنى
در نهان جان از تو افغان مىكند * گر چه هر چه گويىاش آن مىكند
اى زبان هم گنج بىپايان تويى * اى زبان هم رنج بىدرمان تويى
هم صفير و خدعهى مرغان تويى * هم انيس وحشت هجران تويى
چند امانم مىدهى اى بىامان * اى تو زه كرده به كين من كمان