و ( حمام الرسل ) مىناميدهاند . ( المخصص ، طبع بولاق ، ج 8 ، ص 170 ، محيط المحيط ) مرغ نامه بر ، مرغ نامه آور .
حكماء قديم عقيده داشتند كه روح انسانى بوقت خواب از تن مىگسلد و بعالم غيب پيوسته مىگردد ، درين باره پيشتر سخن گفتيم ( ذيل ب 391 - 388 ) بنا بر اين مولانا حالت خواب را كه اكثر حواس از كار فرو مىمانند و باز بهنگام بيدارى به كار مىافتند بر قدرت حق تعالى دليل مىگيرد بمناسبت آن كه هر جانى با صفات و احوال خود بعالم برين مىپيوندد و باز بامدادان با همان صفات و احوال از نقص و كمال و حسن و قبح بتدبير بدن اشتغال مىورزد و جان آهنگر بتن زرگر پيوسته نمىشود و در اين تعلق و آويزش ، هيچ گونه اشتباهى صورت نمىپذيرد و هر كس با همان اوصاف و اخلاق كه پيش از خفتن داشته است بيدار مىشود ، اين حالت با نسيان و تذكير مشابهت دارد پس خواب و بيدارى مرتبهاى تمام تر از فراموشى و يادداشت و تذكر است و چون حق تعالى بر احداث درجهى تمام تر قدرت دارد بطريق اولى بر مرتبهى سبك تر و اخف نيز تواناست ، دست ولى دست خداست و او نيز همين احوال و نظاير آنها را در مريدان مىتواند ايجاد كند .
آن گاه مولانا از جهت مشابهت خواب و مرگ با يكديگر ( جع ، ذيل ب 400 ) نتيجه مىگيرد كه روز رستخيز هم ارواح ببدنهاى خود باز مىگردند و جان مردم نيك بخت بتن مردم تبه روز نخواهد پيوست و عكس آن نيز صورت نخواهد گرفت .
نظير آن :
شب گه خواب ازين خرقه برون مىآيم * صبح بيدار شوم ، باز درو محشورم
ديوان ، ب 17055