فقها و مفسرين دليلى بر جواز نسخ احكام شرعى بوسيلهى انبيا مىگيرند ، صوفيه اين حق را براى اوليا در موارد خاص قائل هستند و آن را « نسخ جزئى » مىنامند . بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 73 .
انسوكم ذكرى : مقتبس است از آيهى شريفه :
فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي
. ( شما اى كافران بندگان مرا به افسوس گرفتيد و ريشخند كرديد تا بسبب آن از ياد من غافل شديد . ) المؤمنون ، آيهى 110 .
مولانا از اين دو آيهى كريمه كه يكى دلالت دارد بر تصرف حق از جهت نسبت نسيان و نسخ به دو و دومى اشاره است بقدرت بندگان خاص خدا بر اينكه فراموشى بر ضميرها بگمارند ، نتيجه مىگيرد كه قدرت اوليا مانند قدرت حق تعالى است و دست ولى كامل دست خداست و او مىتواند جريان قضا را تغيير دهد و در باطنها تصرف كند ولى عموم مفسرين گفتهاند كه نسبت نسيان به بعضى از فقراى مسلمين از آن جهت است كه كافران بسبب اشتغال به استهزاء آنان از ياد حق غافل شدند پس آنها سبب نسيان بودند و نسبت فعل « انسوكم » از باب اسناد فعل است به سبب الا آن كه در تفسير نيشابورى توجيه اين آيه نزديك است بگفتهى مولانا ، او آيه را چنين تاويل مىكند : حتى انسوكم بهممهم و بيد الرد ذكرى . ( تا آنها بنيروى همت و دست رد ياد مرا از ضمير شما ستردند ) تفسير نيشابورى ، طبع ايران ، ج 3 ، در ذيل همين آيه .
حسن بن محمد نيشابورى مولف كتاب مذكور از علماء قرن نهم است و تفسير خود را در حدود سال ( 850 ) با تمام رسانيده است و محتملست كه اين تاويل را از مثنوى گرفته باشد .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 18 ، ص 42 ، تبيان طوسى ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 327 ، تفسير ابو الفتوح رازى ، طبع طهران ، ج 3 ،