يا مراتب عبارتست از : ذات حق ، عالم عقول ، عالم ارواح ، عالم مثال ، عالم حس . اين حضرات بحسب نزول مرتب مىشوند چنان كه هر گاه چيزى در مرتبهى بالاتر پديد آمد اثر آن در مرتبهى فرودين انعكاس مىيابد و بنا بر اين ، ممكن است كه عارف و ولى كامل امرى را كه در يكى ازين حضرات وجود يافته و هنوز بعالم حس نرسيده است ، به قوت همت بجهان محسوس بكشاند و صورت حسى به دو بخشد چنان كه هر كس مىتواند بقدرت خيال هر چه خواهد در متخيله خود پديد آرد براى آن كه خيال قوهاى است كه در آن نمودارى از خلاقيت انسانى مىتوان ديد و بدين تمهيد ، صوفيه مىگويند كه هر گاه اين نيروى آفرينش گر ، فعاليت تمام تر حاصل كند و يا بسبب فناى از اوصاف بشرى بقدرت بىكران الهى پيوسته گردد در آن حالت انسان كامل مىتواند كه در خارج نيز تصرف كند بقرينهى آن كه مبدا خالقيت كه خيال است در وجود او تعبيه شده است .
ظاهرا مولانا درين مورد ، قوت تصرف پير را در باطن مريدان بيان مىكند بدين گونه كه او قادر است كه اثر فعلى يا كلامى را از درون مريد بسترد و محو كند و صورت ذهنى او را مبدل سازد و بجاى آن چه محو مىكند نقش ديگر بنگارد و گاهى عالمى را عامى و امى محض كند و بر عكس ، جاهلى را داناى اسرار نمايد بىآن كه جهدى و طلبى به كار برده باشد ، اين تصرف نوعى از نسخ است . نسخ عبارتست از رفع حكمى متداول و مشروع ، و چنان به نظر مىرسد كه مولانا اين حكم را اعم از احكام شرعى يا احوال باطنى كه احكام قلب است فرض نموده و به همين جهت آيهى نسخ را شاهد آورده است .
مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها
: اشاره است به آيهى كريمه :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها
. ( هر آيه را كه نسخ كنيم و يا بفراموشى سپاريم به از آن يا مثل آن را مىآوريم . ) البقرة آيهى 106 . اين آيه را