و اختيار كه پيشتر دربارهى آن سخن گفتهايم ، معتزله مىگويند فعل مباشر و توليد هر دو ، مستند بقدرت آدمى است و فرقى ميان آنها در استناد به انسان وجود ندارد مگر از آن جهت كه يكى بىواسطه و ديگرى با واسطه در وجود مىآيد .
اشعريان ، ميانهى اعمال انسان فرقى نمىگذارند و همهى آنها را راسا فعل حق تعالى و به ايجاد وى تصور مىكنند و اين اصطلاح « توليد » را هم به كار نمىبرند زيرا عقيدهى آنها چنين است كه همه كائنات بىواسطه به حق ارتباط دارند و به ارادهى او حصول مىپذيرند .
از جملهى اعتراضات اشعريه بر معتزله يكى اينست كه فاعل و كنندهى عملى ممكن است قبل از اتمام عمل بميرد ولى آثار و افعال مترتب بر فعل او باقى بماند مانند كسى كه تيرى بسوى ديگرى رها كند و پيش از رسيدن تير بهدف ، او خود بميرد ولى تير بهدف بخورد و آثار آن از جراحت و چرك آوردن ، دوام يابد تا منجر بمرگ او شود ، در اين حال آن كه تير افكنده وجود ندارد ولى افعال و آثار بتعاقب و پياپى حادث مىگردد و بنا بر اين ، نسبت آنها به انسان تير انداز ، روا نيست .
از ميانهى معتزله ، ابراهيم بن سيار معروف به نظام هم معتقد بوده است كه افعال متولده مستند بفعل حق تعالى است .
مولانا نيز بر وفق عقيدهى اشعريه همهى افعال را مستند به حق تعالى دانسته است ، تمثيل او دربارهى زيد « زيد رامى » و حدوث آلام و مرگ عمرو كه تير خورده است بعينه در كتاب الارشاد تاليف امام الحرمين ابو المعالى عبد الله بن ابى محمد عبد الملك جوينى ( متوفى 478 ) مذكور است .
جع : الارشاد ، طبع مصر ، ص 234 - 230 ، مقالات الاسلاميين ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 83 - 78 ، الفرق بين الفرق ، طبع مصر ، ص 143 ، 153 ، 157 ، شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 134 - 128 ، شرح عقائد نسفيه ،
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 666
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٦٦٦