بىشريكى جمله مخلوق خداست * آن مواليد ار چه نسبتشان به ماست
زيد پرانيد تيرى سوى عمر * عمر را بگرفت تيرش همچو نمر
مدت سالى همىزاييد درد * دردها را آفريند حق نه مرد
زيد رامى آن دم ار مرد از وجل * دردها مىزايد آن جا تا اجل
ز آن مواليد وجع چون مرد او * زيد را ز اول سبب قتال گو
آن وجعها را به دو منسوب دار * گر چه هست آن جمله صنع كردگار
همچنين كشت و دم و دام و جماع * آن مواليد است حق را مستطاع
مواليد : فرزندان ، زادگان از چيزى ( جمع مولود ) ، در اصطلاح متكلمين ، آثار و افعالى كه بر فعل ديگر مترتب باشد .
نمر : بفتح اول و سكون دوم و نيز بكسر دوم ، پلنگ است .
رامى : تير انداز .
وجل : بفتح اول و دوم ، ترس .
مستطاع : امرى كه در استطاعت و توانايى كسى باشد ، اسم مفعول است از استطاعت .
مولانا در اين ابيات ، مسالهى توليد را مطرح كرده است ، توليد از اصطلاحات معتزليان است ، بعقيدهى اينان ، افعال يا بىواسطه از انسان صادر مىشود و در آن صورت او « فاعل مباشر » است و يا بوساطت فعل ديگر هم از وى كه در آن حال « فاعل بالتوليد » است ، گاهى نيز فعل را « مباشر » و يا « توليد » گويند و بنا بر اين ، توليد ايجاد فعل است بوساطت فعل ديگر مانند حركت دست و حركت كليد و باز كردن قفل كه فعل و عمل نخستين بدون واسطه و فعل مباشر است و عملهاى پس از آن كه متعاقب و بواسطهى آن حصول مىپذيرد توليد است ، اين نظر مبتنى است بر مسالهى خلق اعمال و جبر