قوى و صبور بوده و آن را پايهى اصلى سلوك شمرده است ، مولانا نيز گرسنگى را مىستود و خود گرسنگى مىكشيد ، افلاكى در چند مورد از اين روش كه مولانا در آن ورزيده بود سخن مىگويد .
بعقيدهى صوفيه سيرى و پر خورى علاوه بر آن كه بر حاجت سالك مىافزايد و از فراغتش مىكاهد ، شهوت جنسى را بر مىانگيزد و آن شهوت براى آن كه وسايل در دسترس داشته باشد حب جاه را تحريك مىكند و از آن ، خود پرستى و دشمنانگى و حقد و حسد و ديگر صفتهاى ناپسند جوشش مىگيرد و راه درست آنست كه هم از آغاز سالك سير نخورد و گرسنگى بكشد تا شهوت در وجودش نيرومند نگردد .
جع : اللمع ، طبع ليدن ، ص 202 ، ترجمهى رسالهى قشيريه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ص 215 - 211 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 65 - 59 .
لقمهاى كان نور افزود و كمال * آن بود آورده از كسب حلال
روغنى كايد چراغ ما كشد * آب خوانش چون چراغى را كشد
علم و حكمت زايد از لقمهى حلال * عشق و رقت آيد از لقمهى حلال
چون ز لقمه تو حسد بينى و دام * جهل و غفلت زايد آن را دان حرام
هيچ گندم كارى و جو بر دهد * ديدهاى اسبى كه كرهى خر دهد
لقمه تخم است و برش انديشهها * لقمه بحر و گوهرش انديشهها
زايد از لقمهى حلال اندر دهان * ميل خدمت عزم رفتن آن جهان
بزرگان صوفيه ، در امر خوردنى و بدست آوردن لقمهى حلال سخت دقيق بودهاند و حلال خوردن را شرط صفاى باطن و قبول دعا شمردهاند و در تقوى و ورع دقت شگرفت داشتهاند و نكات دقيق در آن باب گفتهاند .