وضع و قرار داد بر معانى مخصوص دلالت مىكند و آن الفاظ را بوسيلهى تلقين و از راه گوش مىآموزند و هر گاه كسى از مادر ، كر متولد شود بالطبع لال هم خواهد بود ، اين مضمون مناسب است با آن چه در قابوسنامه مىخوانيم : « و تا توانى از سخن شنيدن نفور مشو كه مردم از سخن شنيدن سخن گوى شوند ، دليل بر آن كه اگر كودكى را كه از مادر جدا شود ، در زير زمين برند و شير همىدهند و همان جاى همىپرورند ، مادر و دايه با وى سخن نگويند و ننوازند و سخن كس نشنود ، چون بزرگ شود لال بود و هيچ سخن نداند گفتن تا بروزگار كه همىبشنود و بياموزد . دليل بر آن كه هر كرى كه مادرزاد بود لال بود و ازين سبب است كه همه لالان كر باشند . » قابوسنامه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 49 . نيز . نهاية الاقدام ، ص 324 .
مصراع اول از بيت ( 1628 ) مأخوذ است از آيهى كريمه :
وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها
. ( بخانهها از درهاى آنها در آييد . ) البقرة ، آيهى 189 .
نطق كان موقوف راه سمع نيست * جز كه نطق خالق بىطمع نيست
مبدع است او تابع استاد نى * مسند جمله و را اسناد نى
باقيان هم در حرف هم در مقال * تابع استاد و محتاج مثال
موقوف : باز بسته و متوقف بر چيزى ديگر .
طمع : مخفف طمع است بمعنى حرص و آز و توقع بىاندازه .
مبدع : سازندهى چيزى بىمثال و نظير ، پديد آورندهى هست از نيست هستى بخش بدون ماده و زمان ، اسم فاعل از ابداع . تعريفات جرجانى ، كليات ابو البقا ، در ذيل : ابداع ، بيان السعادة ، ج 1 ، ص 256 .
حرف : جمع حرفه بمعنى كسب و پيشه .
كلام خدا ، خواه معنى قائم بنفس باشد چنان كه اشعريان مىگويند و يا