لقمه و نكته ست كامل را حلال * تو نهاى كامل مخور مىباش لال
چون تو گوشى او زبان نى جنس تو * گوشها را حق بفرمود انصتوا
كودك اول چون بزايد شير نوش * مدتى خامش بود او جمله گوش
مدتى مىبايدش لب دوختن * از سخن تا او سخن آموختن
ور نباشد گوش و تىتى مىكند * خويشتن را گنگ گيتى مىكند
انصتوا : مقتبس است از آيهى كريمه :
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْءانُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا
. ( هر گاه قرآن بخوانند بدان گوش دهيد و خاموش باشيد . ) الاعراف ، آيهى 204 .
تا او سخن آموختن : تا ، ادات و حرف اضافهاى است مفيد معنى شرط و علت و غايت و نهايت فعل ، و بطور كلى بايد ، فعل پس از آن بيايد ولى گاهى نيز مصدر آوردهاند ، مانند :
« تا مردمان آمدن او را گرفتن پنجاه درم تلف كرده بود . » مقالات شمس تبريز ، نسخهى فاتح ، ورق 28 . « تا شاه را خبر شدن او را بكشيم » .
همان مأخذ ، ورق 20 .
« لحظهاى صبر كنيد تا رسيدن او . » مقامات اوحد الدين كرمانى ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 35 ، س 20 .
« تا من نحو آموختن تو در چاه بنشين . » مناقب افلاكى ، طبع انقره ، ص 136 .
« تا كودك فراغت حاصل كردن و آمدن ، توقف كرده بود . » همان مأخذ ، ص 154 .
« حضرت مولانا بيرون سراى متوفا سير مىفرمود تا جنازه بيرون آمدن . ) همان مأخذ ، ص 172 . در مثنوى مكرر خواهيم ديد .