سخن را مختصر باز گوييم بعقيدهى مولانا و بزرگان صوفيه ، مردان خدا ميزان حق و باطل و معيار تشخيص خطا و صواب و مصلحت و مفسدهاند همه چيز را به ترازو مىسنجند ولى ترازو را حاجت سنجش نيست ، همچنين مردان خدا را به ميزان مواريث سنن و معيار مرده ريگ حدود و رسوم نمىتوان سنجيد .
نسخهى موزهى قونيه ، نسخه بدل : جهل شد علمى كه در ناقص رود .
پياده در ( ب 1614 ) متوجه ناقص و « سوار » عبارت از كامل است .
[ تعظيم ساحران مر موسى ع را كه چه فرمايى اول تو اندازى عصا يا ما ]
ساحران در عهد فرعون لعين * چون مرى كردند با موسى به كين
ليك موسى را مقدم داشتند * ساحران او را مكرم داشتند
ز آن كه گفتندش كه فرمان آن تست * گر تو مىخواهى عصا بفكن نخست
گفت نى اول شما اى ساحران * افكنيد آن مكرها را در ميان
اين قدر تعظيم دينشان را خريد * كز مرى آن دست و پاهاشان بريد
ساحران چون حق او بشناختند * دست و پا در جرم آن درباختند
اشاره است به آيهى شريفه :
قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقِينَ . قالَ أَلْقُوا
. ( ساحران گفتند اى موسى اگر خواهى تو عصا در افكن و اگر فرمايى تا ما نخست دستبرد سحر خود در اندازيم ، موسى گفت شما در افكنيد . ) الاعراف ، آيهى 115 ، 116 .
اين ابيات مربوط است به ( ب 1614 ) و متضمن دو نكته است يكى فايدهى ادب و بزرگ داشت پيران و ديگر زيان مراء و ستيزه . بعقيدهى مولانا ساحران دست و پا را در باختند براى آن كه با موسى جدل آراستند ولى دينشان محفوظ ماند و نيك انجام شدند به جهت آن كه ادب را رعايت كردند و موسى را مخير ساختند و دست پيش نگرفتند .