تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
صورت حال و شخصيت و مطابق تعبير قرآن كريم ( الإسراء ، آيه‌ى 84 ) در خور شاكله‌ى اوست بدين معنى كه هر گاه آدمى اراده‌ى فعلى مىكند ، صورت حالش در عمل متمثل مىشود و آن را فعليتى مناسب خود مىدهد فى المثل وقتى مرد رياكار مىخواهد نماز بگزارد خود پسندى و عجب در هيجان مىآيد و در نماز تاثير مىكند و آن را به صورت خود بر مىگرداند و در نتيجه ، نماز كه قالب خشوع و تواضع و مايه‌ى قرب خداست موجب قوت نفس و سبب دورى از حق تعالى مىشود و بر عكس مرد رسته از هوى هر گاه بر عملى همت مىبندد شخصيت معنويش در آن عمل ، تمثيل مىيابد و آن را هر چند به صورت مذموم و نامشروع باشد برنگ صواب و مصلحت در مىآورد مانند تعلم سحر از براى اطلاع بر دقايق آن و بر حذر داشتن عامه‌ى خلق از پيروى و اعتقاد بدان ، كه هر چند بموجب احكام شريعت حرام است ولى با آن قصد و نيت كه گفتيم مباح است و كسى كه آن را آموخته است ، مصيب و مأجور شناخته مىشود . و بر همين قياس ، ادراك را در نظر بگيريد كه عملى است عقلانى هر گاه محرك بر خير و براى هدايت مردم و تقرب و تشبه به حق تعالى باشد چنان كه در مرد كامل متصور مىگردد و بحسب فعليت باطن او متمثل مىشود ، آن ادراك ، علم و خير است و اگر به قصد رياست و غلبه بر خصم و تصرف در اوقاف و معرفت حيل شرعى باشد آن ادراك ، جهل و شر محض است زيرا مقصود از علم ، راه يافتن بحقيقت و طرق خير است و هر علمى كه سبب نجات و رستگارى نشود مايه‌ى ضلال و اضلال است و با جهل تفاوتى ندارد و بدين سبب صوفيان معتقداند كه مدار تشخيص علم و جهل ، شخصيت درونى و شاكله‌ى آدمى است ، گفته‌ى مولانا ، اشارتى بدين لطيفه تواند بود . جع : بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 10 ، ، 209 ، 430 ، مثنوى ج 1 ، ب 1468 ببعد ، ج 3 ، ب - 2677 ببعد كه اين مضمون و تمثيل را شرحى پهناور فرموده است .