ابو عبيده به عمر بن الخطاب نوشت كه ابو جندل مرا بحجت مغلوب ساخت ، عمر با مشورت حضرت امير المؤمنين على ( ع ) حد خمر را تعيين كرد و بنا بگفتهى زمخشرى در ربيع الابرار ( باب اللهو و اللذات ) دستور داد كه شراب را بجوشانند تا بيك ثلث باز آيد آن گاه بنوشند .
روايت نخستين در اسد الغابه ( طبع مصر ، ج 5 ، ص 161 ) و در فتوح الشام واقدى ( طبع مصر ، ج 1 ، ص 63 ) و در فتاواى ابن تيميه ( طبع رياض ، ج 11 ، ص 403 ) با تفاوت مختصر مذكور است .
نيز ممكن است كه اباحتيان بحديث مربوط بفضيلت اهل بدر تمسك جسته و در شبهه افتاده باشند بدين گونه : هنگامى كه حضرت رسول اكرم تصميم بفتح مكه گرفتند مقرر داشتند كه هيچ كس ، مكيان را ازين عزم ، مطلع نسازد ، حاطب بن ابى بلتعه بدانها نامه نوشت ، اين نامه بدست پيمبر افتاد ، عمر گفت بگذار تا گردن اين منافق را بزنم ، پيمبر فرمود : انه قد شهد بدرا و ما يدريك لعل اللَّه اطلع على اهل بدر فقال اعملوا ما شئتم فقد غفرت لكم . ( او در جنگ بدر حاضر شده است و تو چه دانى شايد خدا بر باطن اهل بدر مطلع شد و گفت هر چه مىخواهيد بكنيد كه من شما را آمرزيدهام . ) صحيح مسلم ، طبع مصر ، ج 7 ، ص 168 . و يا اين حديث : إذا احب اللَّه عبدا لم تضره الذنوب . ( هر گاه خدا بندهاى را دوست دارد گناهان به دو زيان نرساند . ) فتاواى ابن تيميه ، طبع رياض ، ج 11 ، ص 256 .
محمد غزالى نيز ما بين اقويا يعنى كسانى كه در سلوك بدرجهى كمال رسيدهاند و ضعفا و نو مريدان تفاوت مىگذارد ، به نظر او ، دستهى اول ممكن است بعبادات اهتمام نورزند و از ملابست لذات خوددارى نكنند ولى نو مريدان نبايد رفتار آنها را سرمشق خود قرار دهند . احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 39 .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 646
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٦٤٦