« رساله فى ذم الصوفية الاباحيه » كه نسخهى آن را من خود نزد مرحوم ميرزا لطفعلى صدر الافاضل ( متوفى 1310 هجرى شمسى ) ديدهام و خلاصهى آن را ابن الجوزى بدون ذكر مأخذ در كتاب تلبيس ابليس آورده است .
در روزگار مولانا ، على حريرى كه پيروانش را « فقراى حريريه » مىخوانند و خانقاهى در دمشق داشته هم بر اين عقيده بوده است و حكاياتى از بىپروايى و لاابالىگرى او در فوات الوفيات و مناقب افلاكى نقل شده است .
او بسال ( 646 ) در گذشته است .
عبد الحق بن سبعين هم از معاصران مولانا ( متوفى 668 ) مراتب شهود را بسه درجه تقسيم كرده است : شهود طاعت و معصيت كه مرتبهى عوام و اهل ظاهر است ، شهود طاعت بدون معصيت كه شهود قضا و قدر است كه همهى مردم بدان نظر ، محكوم و مطيع هستند و آن را « جمع اول » مىگفته است ، آن كه نه طاعت بيند و نه معصيت كه غايت تحقيق و ولايت است .
اين شبهه كه وصول بكمال ، مستلزم سقوط تكليف و رفع حكم حرمت است به نظر بعضى از صحابه كرام نيز رسيده بود ، تفصيل مطلب بدين قرار است كه چون مسلمانان بلاد شام را فتح كردند و بر بادههاى مرد افكن آن سرزمين دست يافتند ، عدهاى از صحابه كبار كه از آن جمله بود ، ضرار بن الخطاب و ابو جندل بن سهيل بن عمرو و ابو الازور ، بىمحابا مى گسارى آغاز كردند ، ابو عبيده بن الجراح از آنها باز خواست كرد ، ابو جندل بدين آيه شريفه متمسك شد :
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا
( گناهى نيست بر مومنان نيكو كار در آن چه بخورند ) المائدة ، آيهى 93 . توجه داشته باشيد كه اين آيه پس از آيه 91 ، 92 واقع است كه در آنها حرمت خمر ياد شده است .