وجود جود تو رايج فتاد اگر نه وجود * بنيمه باز قضا مىفروخت اجرى را
ديوان انورى ، ج 1 ، ص 2 نيز ، ج 1 ، ص 488 ، ج 2 ، ص 613 . پس نخست اين كلمه به صورت ممال ( اجرى ) و سپس بتخفيف آن « جرى » به كار رفته است ، تخفيف بنا بر آنست كه پارسيان همزهى قطع را از كلمات عربى گاه حذف كردهاند . مانند :
اعرابى ، عرابى . اعوان ، عوان . اشكال ، شكال .
سباح : ورزيده در شنا ، شناگر . دريايى : جانور آبى .
بيان فرق ميان طالب و راهرو و خام ، و و اصل و پخته و رسيده و بتعبير ديگر تفاوت ما بين ناقص و كامل است از آن جهت كه طالب مادام كه در طريق طلب است مكلف مىشود كه رياضتهاى سخت و دشوار را از قبيل كم خوردن و خفتن و عملهاى واجب و مستحب بر عهده گيرد و علاوه بر آن چه حرام است گاه نيز آن چه در شريعت مباح است ترك گويد و هر چه نفس از آن ، لذت مىبرد به حكم مخالفت نفس بضد و خلاف آن ، رغبت گمارد ولى مرد كامل و شيخ و اصل ازين تكاليف آزاد است و مىتواند از آن چه مباح است بخورد و بنوشد و جامهاى لطيف بپوشد چنان كه در حالات بعضى مشايخ مانند ابو سعيد بن ابى الخير مىتوان ديد ، حالت اول را « مجاهده » گويند بدان مناسبت كه سرباز در خط جبههى جنگ و در سنگر بضرورت آرامش و آسايش ندارد و مواظب است كه از سوى دشمن غافل گير نشود ، حالت دوم را « مشاهده » نامند كه حاكى از وصول و شهود حقيقت است و در آن صورت ، سالك سربازى را ماند كه در جنگ پيروز شده و از جبهه باز گشته است كه بالطبع لباس رزم را از تن بيرون مىكشد و اسلحه را بكنارى مىگذارد و به آسايش تمام زندگى مىكند ، اين حالت را « بسط » و « تبسط » نيز مىگويند .
ما بين خوراك و پوشاك و نكات و اسرار طريقت هم تفاوتى نيست از آن رو