جانها در اصل خود عيسى دمند * يك زمان زخمند و گاهى مرهمند
گر حجاب از جانها برخاستى * گفت هر جانى مسيح آساستى
مشهور است كه عيسى عليه السلام بيماريهاى دشوار را چاره مىكرد و مرده از گور بر مىانگيخت و كور و كر مادرزاد را شفا مىبخشيد و اين اثر نفس پاك و دم گيراى وى بود بدين جهت دم عيسوى و نفس مسيحايى ، مثل است براى تاثير همت و دعاى پاكان ، مقصود مولانا ، اينست كه همه جانها در اصل آفرينش و پيش از آن كه آلودهى طبع و نفس شوند و بحجاب صورت و مادهى مقيد گردند ، دم عيسوى دارند و مرده زنده توانند كرد و معالجات شگفت توانند نمود و همه كس داراى همان قدرت و استعداد است كه عيسى داشت ولى عيسى از آلايش پاك شده و حجاب طبع و غبار تن از چهرهى جان بر گرفته و آن استعداد را بفعليت آورده بود و هر كه عيسى وار از آلودگيها پاك شود و حجاب صورت از پيش جان فرا افكند بسخن و دم ، كار عيسى تواند كرد و همان آثار از وى بظهور تواند رسيد ، اين نظر مبتنى است بر عقيدهى صوفيه دربارهى نوعيت هر يك از پيمبران و اتحاد اوليا با آنها كه در ذيل ( ب 675 ) بشرح باز گفتيم .
خواجه حافظ اين مضمون را به صورت ذيل بيان كرده است :
فيض روح القدس را باز مدد فرمايد * ديگران هم بكنند آن چه مسيحا مىكرد
ديوان حافظ ، ص 97
گر سخن خواهى كه گويى چون شكر * صبر كن از حرص و اين حلوا مخور
صبر باشد مشتهاى زيركان * هست حلوا آرزوى كودكان
هر كه صبر آورد گردون بر رود * هر كه حلوا خورد واپس تر رود