عالمى را يك سخن ويران كند * روبهان مرده را شيران كند
استانيدن : متوقف ساختن ، باز داشتن از حركت ، فعل متعدى از « ايستيدن ، استيدن » كه هنوز در لهجهى اهل بشرويه متداول است .
در اين ابيات ، مولانا زيانهاى بىاحتياطى در اظهار سر و سخن گفتن را باشارات بيان مىكند ، همين نكته سبب شده است كه عدهاى از صوفيان خاموشى را بر تكلم ترجيح دادهاند و بعضى ساليان دراز مگر در موارد ضرورت هيچ سخن نگفتهاند ، ادبا و شعرا نيز درين باره سخنها و مضمونهاى لطيف سرودهاند ، تمثيل مولانا در آفات زبان و سخنورى نزديك است به گفتهى اسدى طوسى :
ز يكى چراغ آتش افروختن * توان بيشهى نامور سوختن
گرشاسب نامه و ممكن است مستفاد باشد از اين بيت كه نصر بن سيار امير خراسان از جانب مروان بن محمد آخرين خليفةى اموى ( 132 - 127 ) بهنگام قيام ابو مسلم سردار ايرانى سروده است :
فان النار بالعودين تذكى * و ان الحرب مبدؤها الكلام
تاريخ طبرى ، طبع مصر ، ج 9 ، ص 92 براى اطلاع از عقيدهى صوفيان و سخنان ادبا ، دربارهى خاموشى ، جع :
ترجمهى رسالهى قشيريه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 188 - 181 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 3 ، ص 112 - 80 ، التمثيل و المحاضره ، طبع مصر ، ص 312 ، محاضرات راغب ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 41 - 39 ، منهاج اليقين فى شرح ادب الدنيا و الدين ، طبع آستانه ، ص 460 - 450 ، ذريعه راغب ، طبع مصر ، ص 102