و مىتوانيم بگوييم كه زلت و گناه در عارف تنبه و توجه بضعف بشرى را بر مىانگيزد و قدرت و يا مغفرت الهى را در چشم او مىگمارد و سبب قهر و شكست نفسانيت است ، و طاعت در مردم عادى ، غرور و عجب و خود پسندى و توقع بىجا از خدا و خلق بوجود مىآورد ( نمىبينيد كه اين مردم بازارى همين كه عبادتى مىكنند از خدا تمناى مال و منصب و جاه و هم بسترى حوريان مىكنند چنان كه گويى منتى بر خدا دارند ) پس زلتى چنان از طاعتى چنين بسيار بهتر است . شرح اين مطلب را در داستان معاويه و ابليس بخوانيد ، مثنوى ، ج 2 ، ب 2604 ببعد .
در توجيه مصراع دوم ، مىتوان گفت كه كفر ، سر آغاز بيدارى و پژوهش و آگاهى است زيرا منشا آن عدم اعتماد است نسبت به مانوسات و تلقينات و معتقدات معمول و متداول كه آن با شك و تردد خاطر و سپس با انكار پيوند دارد ، بديهى است كه مرد باهوش و زيرك هر گاه بتردد خاطر و انكار مواجه گشت در صدد تحرى حقيقت و كشف مطلب بر مىآيد و آن طلب و تحرى او را بسوى مقصود رهبرى مىكند و بواقع مىرساند پس كفر گسستن بند تقليد و مايهى رسيدن بتحقيق است و بدين معنى صفت مردم آگاه و روشن بينان است و تا كسى هوشمند و زيرك نباشد بدين گونه كفرى نمىگرايد ، البته انكار را با عناد و ستيزه و جحود اشتباه نبايد كرد و ما مىدانيم كه اصول دين را بدليل بايد آموخت و نه بتقليد « بالدليل لا بالتقليد » و اما ايمان در مرتبهى عوام خلق ، از حس اعتماد بگفتهها و نوشتههاى ديگران و وثوق بتلقينات حصول مىيابد و مبدا نفسانى آن ساده دلى و خوش باورى است و بدين جهت ايمان اين گروه ، تقليد محض است در صورتى كه مقصود انبيا عليهم السلام بخصوص حضرت ختمى مرتبت صلى اللَّه عليه و إله الطيبين رهايى خلق از تقليد و تحقق آنها بمقام معرفت و وصول بدرجهى عين اليقين
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 633
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٦٣٣