تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 630

مساهمون:

ص٦٣٠
بملك عاريت نيز هست . مرغ ضعيف ، مثالى است براى اوليا و مردان خدا كه بضعف بشرى و بىچارگى انسان واقف‌اند و يا آن كه در چشم مردم ظاهر بين خوار و ذليل‌اند ، و بىگناه‌اند براى آن كه مغلوب تصرف خدايند و به خود كارى نمىكنند ولى در باطن ، سلطنت و حشمت الهى دارند و مانند سليمان هستند از آن جهت كه قواى شهوانى و غضبى را كه ديوان و اهريمنان‌اند در بند كرده و به كارهاى نيك گمارده‌اند و زبان مرغان ضمير را مىدانند و منطق الطير سليمانى آموخته‌اند . ممكن است هم بگويم كه چون دل جلوه گاه حق است ، اين بدان ماند كه سليمان با سپاه خود در درون آنها جاى گرفته باشد ، بر اين فرض اشاره خواهد بود بحديث : لا يسعنى ارضى و لا سمائى و يسعنى قلب عبدى المؤمن . ( من كه خدايم در آسمان و زمين نمىگنجيم ولى در دل بنده‌ى مومن خود مىگنجم . ) احاديث مثنوى ، انتشارات دانشگاه طهران ، ص 26 . آن گاه از پيوستگى اين مرغ ضعيف با خدا بدين گونه سخن مىگويد كه ناله و دعاى او موثر است و هفت آسمان را در لرزه مىافكند براى آن كه دعاى وى مقرون به نيستى و فناء حظوظ بشرى است و دعايى است از سر حالت و نه براى رفع حاجت ، پس محرك دعاى او شكر نيست و گله هم نيست به جهت آن كه باعث شكر ، يافتن نعمت و موجب گله ، محرومى از نعمت است و اين هر دو از بقاى حظ و نصيبه جويى سرچشمه مىگيرد . بيت اخير ، اشاره است بحديث : قال عليه السلام ان العبد المؤمن يستجاب له فاذا قال العبد يا رب قال اللَّه تعالى لبيك . ( پيغمبر ( ص ) فرمود كه دعاى بنده‌ى مومن به اجابت مقرون است چون او يا رب گويد خدا لبيك مىگويد . ) نوادر الاصول از محمد بن على حكيم ترمذى ، چاپ آستانه ، ص 220 ، نظير آن :