تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
عبادى است ولى از نظر شرع در شمار عبادت نيست پس اصل آن رمز و حكمتى است كه از عبادت ، مقصود است و كسى كه بدان راز و حكمت متحقق شود مانند مردان حق و اوليا و پيران راستين هر گاه زلتى از وى در وجود آيد آن زلت ، نزد خدا فاضل تر است از طاعتى كه عامه‌ى خلق مىكنند و بدان معنى كه مقصود است توجه ندارند . اين ، نزديك بدان اصل است كه مولانا در تفاوت عمل مرد كامل و مردم ناقص در پايان حكايت شاه و كنيزك بيان فرمود و ما بتفصيل در آن باره سخن گفتيم ( شرح مثنوى شريف ، ج 1 ، ص 131 - 128 ) . و هم مىتوان گفت كه صحت و مطلوبيت هر عملى بدرستى و صحت غرضى كه بر آن عمل مترتب است بستگى دارد و بنا بر اين گناهى كه بر آن غرض صحيحى مترتب شود خود گناه نيست و طاعتى كه به قصد فاسد انجام پذيرد مانند عبادتهاى رياكاران در واقع طاعت و عبادت نيست . صورت آن ، گناه است و معنيش طاعت ، و ظاهر اين ، عبادت است و حقيقت آن ، معصيت . زيرا قصد و نيت ، روح عبادت و جان طاعت و مدار عمل است بدليل حديث : انما الاعمال بالنيات و لكل امرى ما نوى . ( عمل باز بسته به نيت است و نصيب هر كس مناسب نيت اوست ) نية المؤمن خير من عمله و نية الكافر شر من عمله . ( نيت مومن به از عمل اوست و نيت كافر بتر از عمل اوست . ) فصل الخطاب ، طبع ايران ، ص 281 . و از نظر صوفيان ، مرد كامل غرق درياى بىكران عشق است و عاشق را بجرمى كه مىكند مأخوذ نمىدارند علاوه بر آن كه احوال و اعمال عاشقان را به ميزان عقل و شرع نمىسنجند و آن را معيارى ديگر است و چه بسا گناه‌ها كه از عاشق ، طاعت است و چه بسا طاعتا كه نسبت به دو و حالت او گناه است ، شرح اين نكته را بجاى خود در مثنوى باز خواهيم گفت .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 632 | بديع الزمان فروزانفر