بد بندگى : حالت بندهاى كه بوظائف بندگى قيام نكند و از امر مولاى خود سرپيچى كند .
مضمون ب ( 1564 ) نزديكست به مضمون اين رباعى از اوحد الدين حامد بن ابى الفخر كرمانى ( متوفى ، 635 )
بىجرم درين جهان توان زيست بگو * ناكرده گنه درين جهان كيست بگو
من بد كنم و تو بد دهى پاداشم * پس فرق ميان من و تو چيست بگو
مجموعهى رباعيات اوحد الدين كرمانى ، مكتوب در 706 هجرى ، نسخهى عكسى متعلق به نگارنده كه اصل آن محفوظست در كتابخانهى اياصوفيا ، مجموعهى شمارهى ( 2910 ) . اين رباعى با تفاوتى مختصر منسوبست به حكيم عمر خيام .
طرب خانه ، انتشارات انجمن آثار ملى ، ص 255 .
اى بدى كه تو كنى در خشم و جنگ * با طرب تر از سماع و بانگ چنگ
اى جفاى تو ز دولت خوبتر * و انتقام تو ز جان محبوبتر
نار تو اين است نورت چون بود * ماتم اين تا خود كه سورت چون بود
از حلاوتها كه دارد جور تو * وز لطافت كس نيابد غور تو
نالم و ترسم كه او باور كند * وز كرم آن جور را كمتر كند
عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد * بو العجب من عاشق اين هر دو ضد
دوستان در دوستى بجايى مىرسند كه مراد محبوب را بر مراد و خواست خود ترجيح مىدهند ، اين حالت را به عربى « رضا » مىگويند ، فى المثل مال و آسايش دو امر مطلوب و دل خواه هر كساند ولى مىبينيم كه پدر و مادر براى خاطر فرزند خود ، از سر مالى كه بهزار رنج بدست آوردهاند بر مىخيزند و از