تجلى جان و روحانيت اوست و اگر اين معنى كه تخلق و تحقق است بدست نيايد مثل اينست كه ما پيمبران را هر چند كه هم عصرشان باشيم ملاقات نكنيم زيرا آن فايده كه از وجود پيمبر و ديدار وى مقصود است با فقد تحقق حاصل نمىشود پس خواندن قرآن با وجود تحقق مانند آنست كه همه انبيا را ديده باشيم چنان كه با عدم تبديل صفات ، ديدن و ناديدن پيمبران برابر و يك سان است . و ظاهرا اين مضمون نزديك است با مفاد حديث : من قرأ القرآن فكأنما شافهنى و شافهته . ( هر كه قرآن بخواند پندارى كه او با من و من با او دهان به دهان سخن گفتهايم ) من قرأ القرآن فكأنما ادرجت النبوة بين جنبيه الا انه لا يوحى إليه . ( هر كه قرآن بخواند گويى كه پيمبرى در درون او مندرج شده با اين تفاوت كه به دو وحى نمىرسد . ) كنوز الحقائق ، طبع هند ، ص 132 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 195 .
و نزديك بدين معنى احاديث متعدد در مقدمات كتب تفسير نقل شده است .
جع : تفسير طبرى ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 22 ، تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ، ج 1 ، ص 8 ، مجمع البيان ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 6 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 8 - 6 ، و با تفصيل بيشتر ، قوت القلوب ، طبع مصر ، ج 1 ، ص 77 - 68 ، احياء العلوم ، ج 1 ، ص 195 - 194 .
اين حكايت را نيز بخوانيد : « روزى پروانه از حضرت مولانا التماس نمود كه وى را پند دهد و نصيحت فرمايد ، زمانى متفكر مانده بود ، سر مبارك برداشت و گفت كه امير معين الدين مىشنوم كه قرآن را ياد گرفتهى ، گفت آرى ، ديگر شنيدم كه جامع اصول احاديث را از خدمت شيخ صدر الدين سماع كردهى ، گفت بلى ، گفت چون سخن خدا و رسول را مىخوانى و كما ينبغى بحث مىكنى و مىدانى و از آن كلمات پند پذير نمىشوى و بر مقتضاى هيچ آيتى و حديثى عمل نمىكنى از من كجا خواهى شنيدن و متابعت نمودن . » مناقب
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥٨٦