هست قرآن حالهاى انبيا * ماهيان بحر پاك كبريا
ور بخوانى و نهاى قرآن پذير * انبيا و اوليا را ديده گير
ور پذيرايى چو بر خوانى قصص * مرغ جانت تنگ آيد در قفص
مرغ كاو اندر قفس زندانى است * مىنجويد رستن از نادانى است
قرآن و هر كتاب آسمانى ديگر ، براى آنست كه بدان متنبه شوند و به احكام آن كار كنند و بمعانيش متحقق گردند نه آن كه بسيار بخوانند و در الفاظ آن بحثهاى دور و دراز پيش آورند و آن را دست آويز هواهاى خويش كنند و سرمايهى جدال و مناظره و ستيزه گردانند .
قرآن كريم اگر درست بينديشيم نسخهى طبيب را ماند كه مقصود از آن كار بستن و ريشه كن ساختن رنجورى و بيمارى و بهبود يافتن است . اكنون اگر بيمار نسخهى طبيب را بگيرد و بجاى آن كه بدان عمل كند ، در رنگ كاغذ و جنس آن يا عدد داروهايى كه بر روى آن نوشته شده است بمطالعه و دقت پردازد ، بىهيچ شك بر زيان خود كمر بسته و كارى لغو و بىهوده كرده است .
مسلمانان در آغاز كار از خواندن قرآن ، عمل به احكام و تحقق بمعانى آن را پيش نهاد همت كرده بودند و بدين جهت عدد كسانى كه قرآن را از بر داشتند بنا بر مشهور از شش تن و على التحقيق از چهار تن بيشتر نبود ولى پس از آن ، حفظ قرآن با هفت قرائت و در چهارده روايت بر اساس قرائت قراء سبعه كه هر يك دو راوى مشهور داشتند معمول شده بود و كسى را كه قرآن به هفت قرائت مىخواند « سبعه خوان » مىناميدند و اين اشخاص غالبا عمر خود را در كيفيت اصوات و صحت الفاظ و مراقبت ادغام و وصل و وقف و اماله و تفخيم ، صرف مىنمودند بىآن كه از خود رهايى يافته و بحقايق قرآن رسيده باشند و ختم قرآن دو يا سه نوبت در شبانه روز يكى از وسايل شهرت و رياست شده بود .