افلاكى ، طبع انقره ، ص 165 .
« هيچ خوشتر از حالت انبياء عليهم السلام نبوده است در قرآن مىنگر تا در ايشان نگريسته باشى و در عالم ايشان رفته باشى . » معارف بهاء ولد ، طبع طهران ج 1 ، ص 429 .
اما نشاهى اين تحقق كه باز گفتيم ، بعقيدهى مولانا ، عشق بحريت و آزادى از تقليد و پاى بند بودن برسوم و علوم رسمى و بندگى هوى و آرزوى نفسانى است . در چنين حالتى است كه مرغ جان در تنگناى قفس تن يا تقليد ، بال و پر مىزند و مىكوشد كه ميلههاى قفس را بشكند و در فضاى آزاد و بىنهايت حريت و يا اتصال بعالم الهى كه عين حريت است بال و پر بگشايد و هر مرغ جانى كه بدين قفس خو گير است ، ازين آزادى و جهان خدايى بويى نبرده و بدين سبب در مضيقه و تنگناى تقليد و شهوت ، خوش مىزيد ، و قصد آن عالم نمىكند .
روحهايى كز قفسها رستهاند * انبياى رهبر شايستهاند
از برون آوازشان آيد ز دين * كه ره رستن ترا اين است اين
ما به دين رستيم زين ننگين قفس * جز كه اين ره نيست چارهى اين قفس
تنگين : در زبان فارسى پسوند ( ين ، ينه ) براى ساختن صفت به كار مىرود در موارد ذيل :
1 - به آخر اسم براى بيان جنس و اصل موصوف مانند : زرين ، زرينه ، سيمين ، سيمينه ، بلورين ، بلورينه .
2 - به آخر اسم براى وصف بحالتى از احوال مانند : رنگين ، ننگين ، غمين .
3 - به آخر صفت تفضيلى و عدد ترتيبى براى تعيين و تشخيص مانند :