برترين ( آن كه برتر است ) بيشترين ( آن چه بيشتر است ) توانگرترين ( آن كه توانگرتر است ) .
4 - به آخر صفاتى كه از فعل ساخته نمىشود مانند : بيش ، بيشين ، بيشينه ، كم ، كمينه ، مه ، مهين ، مهينه ، كه ، كهين ، كهينه ، بر ، برين ، راست ، راستين ( بمعنى راست و درست و مستقيم كه بدين معنى از راست مقابل چپ گرفته نشده است ) و ازين جنس است : تهمينه نام دختر پادشاه سمنگان كه ظاهرا از ( تهم ) بمعنى قوى و نيرومند ساخته شده است .
ازين قبيل است ، خامينه :
پخته نگردى تو بدوزخ هنوز * هيچ ندانى تو چه خامينهاى
ديوان سنايى ، ص 1015 مولانا بر اين قياس ، پسوند ( ين ) را در صفت به كار مىبرد :
ازين تنگين قفس جانا پريدى * و زين زندان طراران رهيدى
ديوان ، ب 28256
خيره بماند جان من در رخ او دمى و گفت * اى صنم خوش خوشين اى بت آب و آتشين
ديوان ، ب 19250 مقصود اينست كه انبيا از قيد هوى و تقليد و پيروى اوهام رسته بودند و بدون اين معنى نبوت متحقق نمىشود و يا آن كه هر كس بمقام تحقق برسد مثل اينست كه بدرجهى نبوت نائل آمده است از آن جهت كه پيوستگى به حق و يافتن الهام و سماع خطاب الهى امرى گسستنى نيست هر چند كسى كه بدين مقام و اصل گشت مأمور بتبليغ نباشد آن گاه مىگويد كه آواز برونى اين رهبران از طريق دين بما مىرسد و شريعت و احكام دين فريادى است كه ايشان از روى دل سوزى و غم گسارى بر مىكشند و راه نجات و رستگارى را بما مىآموزند .