نزديك بحس وضع شده و جملهها و كلماتى كه بر سر زبانها مىگردد ، از حد و درجهى فهم و ادراك عامهى مردم حكايت مىكند ، وضع مصطلحات علمى و فنى براى احتياجى است كه صاحبان علوم و فنون بلفظ تازه دارند ولى مفاهيم علمى و فنى در ذهن مشخص است و بيان آنها دشوار نيست ليكن آن چه بذوق و وجدان پاك مدرك مىشود براى خود ادراك كننده هم بنحو قاطع مشخص و باز شناخته نيست و در اين مورد ظرف الفاظ و تعبيرات ، سخت تنگ و نادر خور است .
نثر و محاوره كه مقيد به وزن و قافيه نيست نمىتواند اين گونه معانى را بدرستى حكايت كند تا چه رسد بشعر كه به وزن و قافيه و شرايط هر يك از آنها محدود و مقيد است و اين تقيد غالبا موجب آنست كه معانى چنان كه بايد و بدقتى مناسب در بيان نيايد و رعايت قافيه سبب مىشود كه الفاظى بياورند كه جز با تصرف و ارتكاب مجاز با نظم معنى و سياق كلام سازگار نباشد بدين جهت مولانا كه فكرى لبريز از حقيقت و دلى سرشار از هيجان و غلبه احساسات عشاقانه داشت همواره از شعر و شاعرى كه از روى واقع ، نوعى تكلف ببار مىآورد و بالطبع معنى را در غالب موارد نارسا مىسازد ، فرياد شكايت و گله بلند مىكرد و شعر و پيروى اوزان مخصوص و قافيه پردازى را بباد انتقاد مىگرفت هر چند كه او خود قوى دستترين گوينده و زبان آورترين شاعر بود و بنيروى فكر سخن آفرين معنى پرداز ، مضامين بسيار باريك و بلند را بفصاحت و شيوايى و رسايى تمام در ضمن مثلهاى بديع و تعبيرات نو آيين بيان مىكرد چنان كه در ديوان كبير و مثنوى شريف نمونههاى بسيار از آن مىتوان ديد .
با وجود اين قوت بيرون از عادت و هماناى اعجاز ، مىبينيم كه او لفاظى و تقيد به وزن و قافيه را انتقاد مىفرمايد آن هم در روزگارى كه شاعرى و صنعت پرورى هنر بزرگ و شهرت خيز بوده است زيرا طبع پيش رو و فكر دور پرواز او نمىتواند
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 579
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥٧٩