تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
كه قلندران بر ميان بندند و توشه در او بدارند . آنندراج ، شرح ولى محمد اكبر آبادى . ترك تاز : تاختنى تند و بسرعت و بناگاهان چنان كه تركان بهنگام غارت كنند . تبديل ماده‌ى غذا به بدن حيوان از آثار تصرف جان حيوانى است ، همچنين جان انسانى در ماده‌ى غذايى تصرف مىكند و آن را پذيراى انديشه و فكرت و حيات بشرى مىسازد ، اين نكته را كه محصول ابيات پيشين است ، مولانا مقدمه قرار مىدهد براى تاثير جانهاى مردان خدا كه لطيفه‌ى روح انسانى و بتعبير وى « جان جان » است و نتيجه مىگيرد كه هر گاه روح حيوانى جمادى را به تصرف خود حس و حركت مىبخشد و جان انسانى كه نقاوه‌ى جان حيوانى است جمادى را كه فاقد حس و حركت و قوه‌ى تفكر است خلعت ادراك و انديشه مىپوشاند پس جان مردان و خاصان حق كه لطيفه‌ى روح انسانى است مىتواند به شكل اعجاز در اجرام فلكى و خارج از بدن تصرف كند و امورى كه خارج از حيطه‌ى قدرت عادى انسان است در وجود آورد . آن گاه بحث و شرح اين قدرت را بعذر اينكه روح و جان مستمعان هنوز طاقت شنيدن اين نكته را ندارد بوقت ديگر باز مىگذارد و چنان كه گفته‌ايم اين روش را در غالب مسائل دقيق معمول مىدارد بدين گونه كه براى آزمايش يا آمادگى شنوندگان بمطلبى اشارت مىكند تا از غرابت آن در نتيجه كاسته شود سپس آن را به تمام و كمال بجاى خود شرح مىدهد .

[ اضافه كردن آدم آن زلت را به خويشتن كه ربنا ظلمنا و اضافه كردن ابليس گناه خود را به خدا كه بما اغويتنى ]

كرد حق و كرد ما هر دو ببين * كرد ما را هست دان پيداست اين
گر نباشد فعل خلق اندر ميان * پس مگو كس را چرا كردى چنان
خلق حق افعال ما را موجد است * فعل ما آثار خلق ايزد است
ناطقى يا حرف بيند يا غرض * كى شود يك دم محيط دو عرض