چيز كم و اندك بها بهتر است از هيچ . در شعر ناصر خسرو طورى به كار رفته است كه از آن معنى ماش كه دانهاى خوردنى و از حبوب است فهميده مىشود :
گر شما جز كه على را بخريديد به دو * نه عجب ز انكه نداند خر بد ، لاش از ماش
ديوان ناصر خسرو ، ص 221 احتمال مىرود كه اصل مثل ، پارسى باشد و عربان از زبان پارسى گرفته و براى آن معنيى كه نقل كرديم تراشيده باشند . جع : قاموس فيروز آبادى ، تاج العروس ، در ذيل : لوش ، موش .
ازين پيش گفتيم ( ذيل ب 620 - 618 ) كه جبر صوفيان ، از فناى افعالى يا فعلى و شهود قدرت حق و سقوط رويت فعل انسانى و يا فناى وجههى نفسى در وجههى الهى پديد مىآيد و اين گونه جبر با عقيدهى جبريان كه جبر را وسيلهاى براى ترك طاعت و مجاهدت ساخته و در كار دنيا صد مرده مىكوشند تفاوت بسيار دارد زيرا اولين ، حاصل طاعت و رياضت و دومين ، مقدمهى ترك طاعت و دورى از فرمانبردارى و بندگى و باز ماندن در حضيض شهوت و هواى نفس است و بنا بر اين ، جبر هر چند كه بحسب واقع يك معنى است ولى از لحاظ آثار و هم از جهت مقدمات نزد صوفى و جبرى عامى تارك عمل ، چندان از يكديگر دور و مختلف است كه حكم دو حقيقت جداگانه دارد و گويى دو معنى مختلف است و مانند مشترك لفظى است .
براى اثبات اين نظر ، مولانا نخست تفاوت صوفى صاحب دل را با ديگران بيان مىكند بدين گونه كه دل صوفى را خدا بنور معرفت بينا گردانيده و علم وى بمحيط علم الهى اتصال يافته است و از اين رو گذشته و آينده نسبت بعلم او تفاوت ندارد چنان كه نسبت گذشته و آينده كه از ترتب حوادث در عالم خارج