تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
اين معيت با حق است و جبر نيست * اين تجلى مه است اين ابر نيست
ور بود اين جبر جبر عامه نيست * جبر آن اماره‌ى خودكامه نيست
معيت : حالت چيزى كه همراه ديگرى باشد ، همراه بودن حق با اشيا در جميع مراتب و احوال به اعتبار آن كه قوام آنها بدوست و بدون او نتوانند بود ، اين حالت را صوفيان « معيت قيوميه » مىنامند كه لازم « رحمت رحمانيه » است . اماره : فرمان روا ، فرمان ده ، مقصود نفس اماره است ، نفسى كه بطبيعت بدنى مىگرايد و بطلب لذات و شهوات حسى بر مىانگيزد و دل را بسوى نشيب ماده مىكشد و آشيانه‌ى زشتيها و اخلاق نكوهيده است . نفسى كه توبه كند و ز آن پس توبه را بشكند بىآن كه بفكر توبه افتد و يا بر شكستن توبه افسوس خورد و سر گرم لذات و شهوات باشد . ( مطابق تفسير غزالى ) مقابل : نفس مطمئنه ، نفسى كه فروغ دل پذيرد و از صفات بد جدا افتد و به اخلاق پسنديده متخلق شود ، نفسى كه توبه كند و تا پايان عمر بر توبه‌ى خود ثبات ورزد و انديشه‌ى گناه بر دل نگذارند و خطاهاى گذشته را تدارك كند . ( مطابق تعريف غزالى ) و مقابل : نفس لوامه ، نفسى كه باندازه‌ى بيدارى از غفلت بنور دل روشن شود و هر گاه به حكم سرشت ظلمانى گناهى از وى سر زند خويش را ملامت كردن گيرد و با سر توبه شود ، نفسى توبه كار كه در طاعت مهم و ترك گناهان بزرگ ، استقامت ورزد و ليكن از ارتكاب تقصيرى بىآن كه عامد باشد مصون نماند و چون مرتكب گناهى شود پشيمانى آغاز كند و خويش را در ملامت گيرد و عزم جزم كند كه ديگر بار ، با سر گناه نشود . ( در تعبير غزالى ) و مقابل : نفس مسوله ، نفسى كه بر توبه ثابت قدم باشد ولى در بعضى موارد ، شهوت بر وى چيره گردد و بر عمل بد گمارد و او همواره خواستار آن