كه 10 + 30 + 70 مىشود ( 110 ) كه مساوى است با عدد حروف ( على ) به حساب جمل . تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل معمى .
گمان : بپارسى مرادف « ظن » است در عربى ، ظن بمعنى شك و يقين و وهم نيز مىآيد .
ظن : نزد فقها تردد ميان دو امر است خواه مساوى باشند يا آن كه يكى بر ديگرى ترجيح داشته باشد . نزد متكلمين ، عبارت است از تجويز دو امر كه يكى بر ديگرى ترجيح داشته باشد و شك ، تجويز دو امر است كه با يكديگر مساوى باشند . و بعضى گفتهاند كه ظن ترجيح يكى از دو طرف حكم ( ايجاب ، سلب ) است به صورتى راجح چنان كه نفس از قبول طرف ديگر ( خواه ايجاب خواه سلب ) منقبض و نگران نشود . مولانا « گمان » را مطابق اصطلاح فقها و يا بمعنى لغوى ( مرادف شك ) گرفته و از اين رو ترجيح را بعد از آن فرض كرده است . تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : ظن .
كنف : بال مرغ ، جانب ، پناه .
حالت حصول انديشه را در ذهن از مرحلهى شك و گمان كه مستلزم توجه به دو جانب حكم است تا مرتبهى يقين وصف مىكند زيرا هر انسانى كه صاحب نظر است پيش از حكم به صحت قضيه يا تصميم بر عملى ، ابتدا جوانب و اطراف آن را در نظر مىگيرد و در آن حالت ، گاه وجود و عدم آن يا نسبت امرى بدان ، در فكر او مساوى است و هيچ يك بر ديگرى نمىچربد و گاهى نيز در نتيجهى غور و تامل ، بود و نابود يا ايجاب و سلب صفتى در نظر وى راجح مىآيد با آن كه حكم مقابل آن از سلب يا ايجاب از ضميرش زوال نپذيرفته است ، حالت اول شك و حالت دوم ظن است و تا حال نخستين باقى است عزيمت انسان به عمل صورت نمىگيرد ولى در حال دومين مصمم بر عمل
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 545
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥٤٥