تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 541

مساهمون:

ص٥٤١
نظير : بيگانه رو :
از درون سو آشنا و از برون بيگانه رو * اين چنين پر مهر دشمن من نديدم در جهان
ديوان ، ب 20368 مركب درگهى : اسبى كه براى سوارى پادشاه بر درگاه مهيا مىداشته‌اند ، مجازا ، اسب نيرومند و رهوار . بگفته‌ى استاد نيكلسون رسم بستن اسب بر در قصر ، از زمان منصور خليفه‌ى دوم عباسى معمول شده است . شرط ارشاد دو چيز است يكى كمال مرشد و ديگر طلب راستين از سوى طالب ، مولانا بوجود اين دو شرط اشاره مىفرمايد .

[ سؤال كردن رسول روم از عمر ]

مرد گفتش كاى امير المؤمنين * جان ز بالا چون در آمد در زمين
مرغ بىاندازه چون شد در قفص * گفت حق بر جان فسون خواند و قصص
حكما و عده‌اى از متكلمين اسلام نفس را جوهرى مجرد مىدانند كه به بدن تعلق تصرف و تدبير دارد بر خلاف عقل كه بمذهب حكما ذاتا و فعلا مجرد از بدن است و ابو البركات بغدادى از حكما و اطباى مشهور قرن ششم ( متوفى 547 هجرى ) عقل و نفس را يك حقيقت مىداند كه اگر در بدن تصرف كند نفس نام دارد و الا عقل است ، بعقيده‌ى اينان سبب تعلق نفس به بدن احتياج اوست به استكمال از طريق حواس ظاهرى و باطنى كه در نتيجه‌ى آن قوت او در ادراك ، صورت فعليت به خود مىگيرد و معرفت اجمالى به تفصيلى مبدل مىگردد . عقيده‌ى صوفيان نيز شبيه بدين است با اين تفاوت كه آنها مىگويند نفس براى استكمال محبت و عشق و معرفت بتن پيوسته است ، علاقه‌ى نفس به بدن نيز علاقه‌ى تدبير يا عشق است و بعضى از قدما مىگفته‌اند كه نفس از روى نادانى و