، اصطلاحات محيى الدين بهمراه تعريفات جرجانى ، چاپ مصر ، در ذيل : فتوح بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 2 ، ص 229 ، 325 .
نهمت : حرص بليغ در خوردن ، آزمندى ، رغبت شديد .
جان انسانى بعقيدهى متقدمان ، مجرد است و پيش از بدن بوجود آمده و در عالم ابداع حق و ملكوت بوده است و چون در آن جهان كه مظهر پاكى و كمال است موانع و پاى بندهاى حس وجود ندارد ، جان پرواز بىنهايت دارد چنان كه از آفاق جهان و ميدان آرزو و اميد آدمى فراخ تر است . اين تمثيل ظاهرا مستفاد است از :
مر اميد را هست دامن فراخ * درختيست بر رفته بسيار شاخ
هر آن گه كه شد خشك شاخى بر اوى * برويد يكى نيز با رنگ و بوى
گرشاسب نامهى اسدى ، طهران ، ص 212
چون عمر اغيار رو را يار يافت * جان او را طالب اسرار يافت
شيخ كامل بود و طالب مشتهى * مرد چابك بود و مركب درگهى
ديد آن مرشد كه او ارشاد داشت * تخم پاك اندر زمين پاك كاشت
اغيار رو : به ظاهر ، بيگانه و نااهل و به باطن ، خويش و پيوسته و اهل .
مولانا اغيار را كه در عربى جمع است بمعنى مفرد ( غير ) استعمال مىكند :
كمر بگشا ز هستى و كمر بند * به خدمت تا رهى زين نفس اغيار
ديوان ، ب 11054
اى ذوق دل از نوشت وى شوق دل از جوشت * پيش آر به من گوشت تا نشنود اغيارى
ديوان ، ب 27259