، اوليا و خلفاى پيمبران را نيز داراى اين صفت مىشناسند .
اكنون گوييم كه ممكن است « منازل جان » درجات ارتقاء روح در كمالات انسانى و اتصاف به معناى و حقائق وجود الهى كه ثمرات تحول درين مدارج است فرض شود « و سفرهاى روان » سير جان در سفرهاى چهارگانه باشد .
و اگر اولين را بمراتب تنزل روح از ملكوت بعالم كه آن را « سير نزولى » گويند و دومين را بارتقاى روح در مدارج كمال يعنى « سير صعودى » تعبير كنيم هم بر اصول اين طايفه و حكماى اسلام منطبق و در خور قبول است .
اما زمانى كه خالى از زمان است جز سرمديت حق يا مرتبهى ابداع او نتواند بود از آن جهت كه ذات حق در زمان و مكان نمىگنجد و ابداع بيرون از زمان است كه آفريدهى اوست و تعبير زمان درين مورد از تنگى عبارت و ضرورت ايضاح است .
مقام قدس نيز پيشگاه وجود الهى است كه از هر عيب و نقص و اضافه و نسبتى پاك و منزه است و به اين اعتبار او را « قدوس » نامند .
جع : صد ميدان از عبد الله انصارى ، چاپ قاهره ، بويژه ، ص 5 - 3 شرح منازل السائرين ، طبع ايران ، بخصوص ص 17 - 5 ، بيان السعادة ، طبع ايران ، ج 1 ، ص 342 ، ج 2 ، ص 52 .
وز هوايى كاندر او سيمرغ روح * پيش از اين ديده ست پرواز و فتوح
هر يكى پروازش از آفاق بيش * وز اميد و نهمت مشتاق بيش
سيمرغ : مرغ افسانهاى است كه بنام ، مشهور و بحقيقت ، معدوم است مطابق روايت شاهنامه ، اين مرغ زال سام را پرورش داد و بهنگام زادن رستم و بوقت زخم خوردن وى از اسفنديار ، زال زر به دو توسل جست ، سيمرغ