نفعى حاصل نكند دست از آن كار مىكشد و با سر آن نمىرود . و چون مقام ، تحقق و حصول تمام فعليت است آن را بخلوت با عروس و رسيدن بوصال همانند مىكند زيرا غرض از سلوك و حدوث احوال ، وصول بمرتبهى كمال و فعليات پسنديده و مطلوب است .
از دگر سو وصول بدين فعليت و در تصرف آوردن احوال كه معنى آن ، اختيارى ساختن امريست غير اختيارى كه بدون كسب و بعنوان موهبت بر دل مىزند ، كارى است سخت دشوار و نادر و از اين رو صوفى صاحب حالت كه در معرض تلوين است بسيار توان يافت ولى اهل مقام كه صاحب تمكين است هر چه كمتر بدست مىآيد .
در تاييد اين سخن ، حكايت ذيل را بنگريد : « در آن وقت كه شيخ ابو سعيد استاد ابو على دقاق را بديد قدس اللَّه روحهما العزيز يك روز نشسته بودند شيخ از استاد ابو على سؤال كرد كى اى استاد اين حديث بر دوام بود ؟ استاد گفت نه شيخ سر در پيش افكند ساعتى بود ، سر بر آورد ، و ديگر بار گفت كى :
اى استاد اين حديث بر دوام بود ؟ استاد گفت نه ، شيخ باز سر در پيش افكند ، چون ساعتى بگذشت باز سر بر آورد و گفت اى استاد اين حديث بر دوام بود ؟
استاد ابو على گفت اگر بود نادر بود شيخ دست بر هم زد و مىگفت اين از آن نادرهاست ، اين از آن نادرهاست . » اسرار التوحيد ، طبع طهران 1332 ، ص 59 - 58 .
براى تعريف حال و مقام و اختلاف مشايخ دربارهى آن ، جع : رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 32 ، كشف المحجوب ، طبع لنين گراد ، ص 225 - 224 ، احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 104 ، اللمع ، چاپ ليدن ، ص 42 - 41 ، اتحاف السادة المتقين ، طبع مصر ، ج 9 ، ص 165 - 164 ، اصطلاحات الصوفية ، تعريفات جرجانى ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : حال ، مقام .
شرح مثنوى شريف ( فارسى ) — صفحة 533
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص٥٣٣