استعداد و بحقيقت مرگ روح است زيرا جان نيرومند و قوى پر و بلند پرواز در هيچ آشيانه درنگ نمىكند و به هيچ دانهى قربت و وصلت و كرامت دل نمىبندد و تا بنهايت مقصد نرسد دل از پرواز نمىگسلد و از اين رو قرار جستن در مذهب عاشقان گرم رو غايت پستى و فسردگى است :
زهى فسرده كسى كو قرار مى جويد * تو جان عاشق سر مست بىقرار بجو
ديوان ، ب 23813 اين منازل در سلوك و « سير الى اللَّه » است و از توبه و انقطاع آغاز مىشود و به « فنا » منتهى مىگردد و در هر منزلى ، ازين منازل ، سالك يك يا چند از صفات بشرى را فرو مىگذارد و از آلودگيهاى درونى و بيرونى جدا مىافتد تا از خود و خودى نيست گردد و بمقام « فنا » نائل آيد ، از اين جهت گفتهاند كه منازل سلوك ، محدود است و آغازى و پايانى دارد و چنان كه گذشت عدد آنها را بهزار رسانيدهاند كه بىگمان مقصود كثرت و تعدد آنهاست نه آن كه در واقع هزار منزل است بىكم و بيش .
عبد الله انصارى كه ظاهرا نخستين كسى است كه اين منازل را به صورت منظم و تا حدى منطقى بيان كرده است ، در يك جا صد ميدان ناميده و كتاب « صد ميدان » او حكايتى ازين ترتيب است و جاى ديگر آنها را منزل ناميده و مجموع آنها را منازل روندگان حق گفته و بدين مناسبت كتاب « منازل السائرين » را تاليف كرده كه نخستين بپارسى و دومين به عربى است ولى او هر ميدان يا منزلى را بسه درجه ( آغاز ، ميانه ، پايان ) تقسيم كرده است كه مجموع آنها بالغ به سيصد منزل يا ميدان يا مقام مىشود .
آن گاه « سير فى اللَّه » شروع مىشود كه پس از خلع صفات بشرى و تخليهى از نقايص مادى و نفسانى است و حقيقت آن ، تحقق سالك است به اوصاف الهى و سير او در مقام الوهيت كه غايت و كنه عبوديت است و